تبليغاتX
دست نوشته های شبانه

دست نوشته های شبانه

خدا محوری

لازم است در زندگی همیشه و همه جا خدا  را در نظر بگیریم و کارها و اعمال خود را با محوریت آن ذات لایزال تنظیم نمائیم اگر ما بتوانیم با تمرین و ممارست این اصل لا یتغیر را در زندگی خود نهادینه کنیم می توانیم همیشه خود را ازناراحتی ، ترس و دلهره رها  سازیم همیشه احساس شوق و شعف در ما وجود دارد خسته و کسل نمی شویم بخاطر مسائل جزئی و کوچک خود را گرفتار و درمانده نمی بینیم همیشه صبور و شکیبا خواهیم بود از دیدن و همنشینی با بندگان خدا لذت می بریم از غرور و تکبر فاصله می گیریم ، احساس تنهایی و نداری نمی کنیم ، زندگی را هدفمند و منظم تصور می کنیم نگاه و تفکرمان مترقی و توام با پیشرفت می شود همه مردم را به یک چشم می بینیم ظلم و ستم به بندگان خدا روا نمی داریم دروغ ، حیله ومکر را برنمی تابیم چاپلوسی و مداحی را نشانه ضعف و زبونی می دانیم با بندگان خدا روراست و صادق خواهیم بود همیشه و تا ابد هرچه را برای خود می پسندد برای دیگران هم می پسندد هیچگاه و هیچ وقت خود را برتر از دیگران تصور نمی کند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 11:57  توسط زهیر دیبا  | 

به نام خداوند هستی بخش

دیروز وقتی  قطعه ی پاره شده تمثال مبارک پیرفرزانه امام راحل را از صدا و سیمای دولت مشاهده کردم که با آب و تاب آن را مطرح می کرد گریه ام گرفت که چرا باید ما چوب حراج به همه ارزشهای سی ساله نظام اسلامی بزنیم تا بتوانیم حرف خود را به کرسی بنشانیم و تفکر خود را متشرع جلوه دهیم گیرم که نادانی از هر طیف و جناح این کار را کرده باشد آیا صدا و سیمایی که ادعای اسلامی بودنش گوش فلک را کر کرده است با چه نیتی این کاررا انجام داده است ؟! آیا ذره ای به تبعات این منکر توجه داشته است؟! چرا هیچ تدبیری پشت این قضایا نیست  ؟!آیا به تبعات مانور گسترده ای که شبکه های خارجی از این مسئله داده اند توجه شده؟! واقعا باید به مظلومیت خمینی کبیر در این برهه از زمان گریست !!!!!!!!!!!

آقایانی که به این بهانه  تمام کاسه کوزه ها را سر افراد دیگر خورد می کنید و به راحتی در سخنرانی خود آن را به آقایان موسوی و ... ارتباط می دهید و بدترین تهمتها و هتاکی ها را به این افراد مسلمان نسبت می دهید آیا شما چند درصد اطمینان دارید که کار آنهاست ده درصد بیست درصد سی درصد پنجاه درصد و ......... آیا می دانید اگر صددرصد مطمئن نباشید که کار آنهاست قبح تهمت زدن شما خیلی سنگین تر از عمل آن فردی است که این عکس را پاره کرده است این خود شماها در خطبه های نماز جمعه به ما یاد داده اید و از قول ائمه معصوم نقل کرده اید که : آبروی انسانها نزد خدا از ارزشمندترین و گرانبهاترین ارزشها نزد خداست  و چرا خود به آن عمل نمی کنید ( لم تقولون مالا تفعلون) 

دوستانی که به نشانه اعتراض از حوزه های علمیه راهپیمایی کردید  حساسیت شما به امام راحل  قابل ستایش است اما عکس امام راحل که برای این مردم مقدس است پاره می شود و شما به خیابانها می ریزید اما موقعی که به مردمی در خیابان (به فرض غیرقانونی) حمله می شود و تعدادی کشته می شوند چرا اعتراض نمی کنید مگر جان یک انسان از عکس امام راحل ارزشش کمتر است خود امام که تمام فکر و ذکرش خدا بود و اکرام و احترام به مردم و تمام افتخارش خدمت به این مردم بود  . به نظر می رسد لازم است بیشتر بیاندیشیم و تفکر کنیم  و با دلایل ضعیف و سطحی جامعه را سردرگم و منحرف نسازیم...... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 9:50  توسط زهیر دیبا  | 

قدر خانواده ات رابدان ....(بی نهایت زیبا)

قدر خانواده ات رابدان ....((بی نهایت زیبا))

با مردی كه در حال عبور بود برخورد کردم

اوو!! معذرت میخوام

من هم معذرت میخوام ,دقت نکردم

2u5gzm1.jpg

 

ما خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه ,خداحافظی كردیم و به راهمان ادامه دادیم

 

b3x75v.jpg

 اما در خانه با آنهایی كه دوستشان داریم چطور رفتار می كنیم

 

14ugqcw.jpg

 

كمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم.دخترم خیلی آرام كنارم ایستاد همینكه برگشتم به اوخوردم وتقریبا" انداختمش با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو كنار“  

 

a4q3kg.jpg

 

قلب کوچکش شکست و رفت

33w9pnn.jpg

نفهمیدم كه چقدر تند حرف زدم

2n84xvp.jpg

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت: وقتی با یك غریبه برخورد میكنی ، آداب معمول را رعایت میكنی
اما با بچه ای كه دوستش داری بد رفتار میكنی

 

1zi2dg.jpg

برو به كف آشپزخانه نگاه كن. آنجا نزدیك در، چند گل پیدا میكنی .آنها گلهایی هستند كه او برایت آورده است.خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی

 

332nq84.jpg

آرام ایستاده بود كه سورپرا یزت بكنه

zkmnph.jpg

 

 

هرگز اشكهایی كه چشمهای كوچیكشو پر كرده بود ندیدی

 

nw9qb.jpg

در این لحظه احساس حقارت كردم

xavvxt.jpg

اشكهایم سرازیرشدند.آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم

 

28hke1i.jpg

بیدار شو كوچولو ، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟ 

 f4em85.jpg

گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری كه امروز داشتم
نمیبایست اون طور سرت
داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان

من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو

sv589c.jpg

گفت : اونا رو كنار درخت پیدا کرد م ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن
میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو

 

آیا میدانید كه اگر فردا بمیرید شركتی كه در آن كار میكنید به آسانی در ظرف یك روز برای شما جانشینی می آورد؟

 

scz9lf.jpg

 

اما خانواده ای كه به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد.

 

m9wxhh.jpg

 

و به این فكر كنید كه ما خود را وقف كارمیكنیم و نه خانواده مان

 

o9nxgo.jpg

 

چه سرمایه گذاری
 ناعاقلانه ای !!
 اینطور فكر نمیكنید؟!!
 به راستی كلمه

“خانواده“ یعنی چه ؟؟

 

21der1v.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:14  توسط زهیر دیبا  | 

به نام خدا
چه کنیم ؟!  
بیائیم در پایان ماه مبارک رمضان مانند  ایام آن ماه تصمیم بگیریم انرژی منفی را در خود به حداقل برسانیم و انرژیهای مثبت از خود ساطع نمائیم .! چگونه ؟ !
 با همدیگرصادق باشیم دروغ نگوئیم ریا نکنیم خالص و ناب زندگی کنیم برای خود زندگی کنیم خوشنودی خدا را در نظر بگیریم  هیچگاه خدا را فراموش نکنیم با مردم صادق باشیم کینه نداشته باشیم تنگ نظر نباشیم زیبائیها و جمال دیگران را برجسته نمائیم و عیوب و نقائص آنها را بپوشانیم ( یا من اظهرالجمیل و سترالقبیح) خدایی زندگی کنیم پست و مقام و ثروت ما را کرو کور نکند هرچه برای خود می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم شعار ندهیم عمل کنیم جهل و عناد را از خود دور کنیم سینه گشاده و دلی آکنده از مهر و محبت به همه داشته باشیم بدون لحاظ نمودن سلیقه و دیدگاه و عقیده افراد . مهرورز واقعی باشیم نه حرفی و گفتاری . فرزندان خود را احترام نمائیم تا آنها به ما احترام نمایند   خدای ناکرده بین آنها تفاوت و فرق قائل نشویم به یکی بیش از حد محبت کنیم و به دیگری کمترین توجهی نکنیم یکی خودشیفته و فرصت طلب شود و دیگری متمرد و سر به هوا .به کودکان احترام بگذاریم وپیران را ارج نهیم حق را بگوئیم اگرچه به زیان ما باشد  ( الحق مر) عدالت و انصاف داشته باشیم حب بیش از حد به چیزی نداشته باشیم که ما را کر و کور کند هیچگاه نظر خود را کامل و مطلق فرض نکنیم چرا که انسان هستیم !!!!!.............
ببخشید اینها را بیشتر برای یادآوری خودم نوشتم  وگرنه بیش از همه خودم به آنها نیاز دارم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 1:37  توسط زهیر دیبا  | 

سلام بر اوّل مظلوم عالم آقا امیرالمومنین(ع)

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

واویلا شده امشب عاشقان علی       

به همه دوستان و مخلصان پاک علی (ع) شهادت پرسوز و گداز پیشوای متقیان عالم حضرت  علی (ع)را تسلیت عرض می نمایم .

خیلی وقته که نتونستم بنویسم ، ولی امشب ، شب شهادت ابر مرد تاریخ در بهت و حیرانی به سر می برم .

شاید خیلی طبیعی باشه ، مگر می شود با این مخزن تهی واژه های وجودم تو را بستویم . بذارید اصلا امشبی رو یه شکل دیگه بنویسم . چه اشکالی داره ، بی پرده و عوام گویانه .

والله با لله دیگه خسته شدم از دست این روزگار لعنتی ، آقا جون ، علی جان . رمقی دیگه ندارم .

من ضعیف النفس ، ذلیل ، مسکین و خوار که اینقدر زود بخاطر ناملایمات این دنیا خودم رو می بازم . اصلا درکش برام خیلی پیچیدست مولا ، تو کیستی که بر تارک تاریخ و جریده عالم واسه همیشه ثبت گردیدی .

می خوام زار زار زار امشب ضجه کنم ، بلکم یه فضای توام با اخلاص رو در وجودم مشاهده کنم .

ولی این ذهن آشفته و پریشان اجازه چنین خلوتی رو نمی ده .

علی جانم ، امشب به کی قسمت بدم ، به کی سوگند بخورم مولا . به زهرایت یا حسینت یا حسنت ، یا به عباست ، یا به زینبت . تاب و توانی ندارم ، بذار از همه این نامهای زیبا فاکتور بگیرم ، آره تو رو به جون زهرایت من درمونده را هم دریاب مولای من  .

چند صباحی است دوست و شفیقم علی است  

                  آنکه مرا مهمان سفره اخلاصش نموده ، علی است

کاش حداقل یه کمی بیشتر مثل دوستان خاصت درکت می کردم .

ای علی که عدل و عدالت با نام تو عجین گشته ، مرا دریاب . همین امشب با الحاح و پافشاری ازت می خوام مولایم ، آقای من ، بر من ظلمت زده بتاب .

تنها افتخار زندگیم اینه که همدرد و مونس تنهاییم تویی . علی جان تویی تنها درک کننده بی کسان و یتیمان . تویی تنها یاور فقیران و مظلومان . منم امشب می خوام واسه همیشه فقیر باشم . تا واسه همیشه با علی زندگی کنم . تا علی شفیع و دادرس آخرتم باشد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:36  توسط زهیر دیبا  | 


راهبردهاي نه‌گانه ميرحسين موسوي براي بازگشت آرامش به جامعه





 اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته‌های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می‌تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:

1. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب‌های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان.
2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای.
4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق‌شان صورت می‌گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه.
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صداوسيما، رفع محدوديت‌هاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروه‌هاي سياسي و نگرش‌هاي مختلف از ارائه ديدگاه‌هاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7. به فعلیت درآمدن ظرفیت‌های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه‌های شنیداری و دیداری خصوصی.
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي.
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی.
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 0:46  توسط زهیر دیبا  | 

 

بخوان بنام گل سرخ

بخوان به نام گل سرخ، در صحاري شب،
كه باغ ها همه بيدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا كبوتران سپيد
به آشيانه ي خونين دوباره برگردند

بخوان به نام گل سرخ، در رواق سكوت
كه موج و اوج طنينش ز دشت ها گذرد؛
پيام روشن باران،
زبام نيلي شب،
كه رهگذر نسيمش به هر كرانه برد.

ز خشك سال چه ترسي!
ـ كه سد بسي بستند:
نه در برابر آب،
كه در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور .....

در اين زمانه ي عسرت،
به شاعران زمان برگ رخصتي دادند
كه از معاشقه ي سرو و قمري و لاله
سرودها بسرايند ژرف تر از خواب
زلال تر از آب.
تو خامشي، كه بخواند؟
تو مي روي، كه بماند؟
كه بر نهالك بي برگ ما ترانه بخواند؟
از اين گريوه به دور،
در آن كرانه، ببين:
بهار آمده،
از سيم خادار، گذشته.
حريق شعله ي گوگردی بنفشه چه زيباست!

هزار آينه جاري ست.
هزار آينه اينك، به همسرايي قلب تو مي تپد با شوق.
زمين تهي ست ز زندان،
همين تويي تنها
كه عاشقانه ترين نغمه را دوباره بخواني.
بخوان به نام گل سرخ، و عاشقانه بخوان:
"حديث عشق بيان كن، بدان زبان كه تو داني"

"محمد رضا شفیعی کدکنی"

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 15:7  توسط زهیر دیبا  | 

به نام خدا
چرا قانون ؟؟؟؟؟؟؟؟
اصولا از مظاهر و نشانه های یک کشور متمدن و مردم سالار احترام به قانون و حقوق شهروندی است و این را می توان در تمام عرصه ها و صحنه های آن اجتماع مشاهده کرد اساس و بنیان هر جامعه قانون است همه چیز سرجای خودش قراردارد

دنباله در ادامه مطلب

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 13:14  توسط زهیر دیبا  | 

. عدالت، در انديشه امام علي(ع)

مشهور است كه "العدل وضع كل شيء موضعه" يعني عدالت، آن است كه هر چيزي در جاي خودش قرار گيرد. و يا "العدل اعطاء كل ذي حق حقه" عدالت، آن است كه حق هر صاحب حقي، داده شود.

آن حضرت در كلامي عالمانه و جامع‌نگر مي‌فرمايد:

عدل، بر چهار شعبه است: بر دركي ژرف‌نگر و دانشي محققانه، و قضاوتي نيكو، و استواري در بردباري.1

در يك نگاه اجمالي درمي‌يابيم كه حضرت، دو شعبه از عدالت را به عرصه نظري و بينشي انسان و دو شعبه ديگر را به جنبه‌هاي علمي و رفتاري او مربوط مي‌داند.

بدين ترتيب در نگرش و رأي مولا علي(ع) تعريف عدالت، صرفاً در دايره رفتار و عمل انسان محصور نبوده و بنيادهاي اصلي آن به انديشه و تعقل آدمي مربوط است.

عدالت، استعداد فطري، دروني، عقلايي و آرماني است كه در صورت ژرف‌نگري و تحقيق عالمانه، براي دستيابي به حقيقت به قضاوتي نيكو و شايسته منجر مي‌شود كه از جهت رفتاري، دستيابي به آن، استواري در حلم و بردباري و تحقق آن در عمل را مي‌طلبد.

سياق كلام مولا علي(ع) نشان مي‌دهد كه عدالت، فقط وقتي ارزشمند و واجد استحكام است كه به عنوان رويكردي مقطعي و عارضي، در رفتار انسان، ظهور و بروز نكند بلكه به ملكه‌اي نفساني و صفتي راسخ، در نگرش و رفتار انسان، تبديل شود. به همين جهت است كه حضرت، در جاي ديگر مي‌فرمايد: "العدل افضل سجيه؛2 عدالت برترين خصلت‌هاست."

آن حضرت، ضمن خطبه همام كه در صفات متقين بيان فرموده است، مي‌فرمايد: "... لايحيف علي من يبغض ..."3 كسي كه سجيه تقوا دارد به دشمن خود نيز ستم نمي‌كند.

عدالت و ايمان

در نگاه مولا(ع)، عدالت، رأس و هسته اصلي و جوهره ايمان و سرچشمه همه خوبي‌هاست.

"العدل رأس الايمان و جماع الاحسان."5

در اين كلام گهربار از سويي، عدالت با اعتقاد و انديشه آدمي گره خورده و از سوي ديگر جمع‌كننده خوبي‌ها توصيف شده است. بنابراين، محك ايمان، عدالت است و مؤمن، كسي است كه الزاماً از سجيه عدالت برخوردار بوده و همواره بر مركب عدالت حركت مي‌كند.

بخش دوم اين حديث، در واقع مفسر سخني است كه در سطور قبل بيان شد. در آنجا، حضرت علي(ع)، ظلم را ريشه و منشأ همه آسيب‌ها و آفات معرفي فرمود و در اينجا سرچشمه و جامع همه بركات و نيكي‌ها را، عدالت توصيف مي‌كند.

جايگاه و ارزش عدالت

كلمات زير گرچه منزلت عدالت را، در منظر امام(ع)‌ نشان مي‌دهد، اما هر يك، به نوبه خود، شايسته شرح و تفصيل است:

"العدل فوز و كرامه"6 عدالت، پيروزي و عزت و كرامت است. "اسني المواهب العدل"7 برترين موهبت‌ها، عدالت است. "العدل اقوي اساس"8 عدالت، محكمترين بنيان است. "بالعدل تتضاعف البركات"9 با عدالت، بركت‌ها و خيرات، دو چندان مي‌شود. "العدل مألوف"10 عدالت، پيوند دهنده است. "جعل الله سبحانه العدل قواماً للأنام و تنزيها من المظالم و الاثام"11 خداوند، عدالت را براي قوام و استواري حيات جمعي و مصونيت از ظلم‌ها و گناهان مقرر فرمود.

از اين بيانات حضرت، به خوبي استفاده مي‌شود كه ظلم، موجب شكست و خواري، ناپايدارترين بنيان، علت اختلاف و گسستگي، نابودكننده خيرات و خوبي‌ها و موجب ترويج گناهان و آلودگي‌هاست.

عدالت و مردم

امام علي(ع)، اعمال عدالت را بهترين روش براي جلب اعتماد مردم و حفظ صيانت از حمايت‌هاي مردمي توصيه مي‌فرمايد. روش‌هاي امروزين، كه در واقع، عرصه سياست را، به صحنه نمايشي فريبنده، براي جلب آراي مردم، تبديل كرده و با طراحي رقابت‌هاي غيرواقعي احزاب حكومتي، عوام‌فريبانه، آزادي سياسي را متبلور مي‌سازد، در قاموس ولايت علوي، جايگاهي ندارد؛ بلكه رقابت نيز مي‌بايد بر محور عدالتخواهي استوار شود. از منظر علي(ع)، جمال و آبروي حاكمان به ارائه سخنان زيبا و شعارهاي فريبنده و ژست‌هاي تبليغاتي نيست بلكه خدمتگزاري مبتني بر اصل عدالت، همه عزت و آبرو و جمال ولايت را تعيين مي‌كند. لذا مي‌فرمايد: "عدالت، موجب پايداري ملت و آبروي حاكمان است." 12 و باز مي‌فرمايد: "همانا برترين نور چشم و روشنايي بصر، براي حاكمان، پايدار شدن عدالت در سرزمين‌ها و بروز عشق و شيفتگي مردم است. و اين عشق، ظاهر نمي‌شود مگر به آرامش سينه‌هايشان."13

همچنين آن حضرت، در نامه‌اي به زيادبن‌ابيه كه به جاي عبدالله بن عباس به حكومت فارس و شهرهاي اطراف آن منصوب كرد فرمود: "عدالت را بگستران و از ستمكاري و بيدادگري پرهيز كن. زيرا ستمكاري، مردم را به آوارگي كشاند و بيدادگري آنان را به مبارزه و شمشير فرا مي‌خواند."(14. دشتي، محمد، پيشين، حكمت 476، ص 742.)

نتيجه آنكه: ظلم، پايداري مردم را در حمايت از نظام سياسي شكننده كرده و مودت و عشق آنان را، به حكومت، سست مي‌سازد و اين نيست مگر به خاطر آنكه ظلم، آبروي حاكمان را مي‌برد و سينه‌هاي مردم را از بغض، آكنده مي‌سازد.

عدالت و اصلاحات

نظام سياسي پويا، نظامي است كه با خود ارزيابي مداوم و مطالعه شرايط جديد اجتماعي به توليد و اجراي راهكارهاي نوين بپردازد. امام علي(ع)، عدالت را برترين اصلاح مي‌داند. زيرا ضعف‌ها، بي‌نظمي‌ها، ناكارآمدي‌ها و ...، همه ناشي از خروج امور از موضع خود مي‌باشد و سياست عادلانه، سياستي است كه هر كاري را بر موضع خود بنشاند: العدل يضع الامور مواضعها. بنابراين، ماهيت و روح اصلاحات، پافشاري بر عدالت و تحقق آن است.

"الرعيه لاتصلحها الا العدل"15 اصلاح مردم، جز از طريق عدالت، ميسر نيست. "العدل يصلح البريه"16 عدالت است كه امور را اصلاح مي‌كند. "ماعمرت البلدان بمثل العدل"17 هيچ چيز، به مانند عدالت، باعث آباداني و سازندگي كشورها نمي‌شود.

بنابراين ظلم، نظام سياسي مردم را فاسد كرده و سياست‌ها و برنامه‌ها را مي‌آلايد و مانع پيشرفت و سازندگي كشور مي‌شود.

عدالت و توسعه

آن حضرت، در كلامي بسيار گويا، تنها راه نيل به توسعه را اتخاذ عدالت قلمداد فرموده و به كسي كه براي توسعه، عدالت را پايمال كرده و از طريق ظلم، توسعه را مي‌جويد، اطمينان مي‌دهد كه دستاوردي جز تنگنا و بن‌بست در انتظارش نيست.

"همانا عدالت، گشايش و توسعه نهفته است و هر كسي كه عدالت بر او تنگ آيد، ستم بر او تنگتر خواهد آمد."18

عدالت و سياست

در بيان امام علي(ع)، هيچ فاصله‌اي بين سياست و عدالت نيست او فقط سياستي را كارآمد مي‌داند كه بر مبناي عدالت استوار باشد. "خير السياسات العدل"19 برترين سياست‌ها، عدالت است. "العدل خير الحكم"20 عدالت، برترين قضاوت است. "العدل حيات الاحكام"21 عدالت، روح و حيات احكام است. "جمال السياسه العدل في الامره و العفو مع القدره."22 زيبايي سياست، عدالت در حكومت و بخشش در موضع قدرت است. "ملاك السياسه العدل"23 ملاك و محك سياست، عدالت است.

از اين جملات، دانسته مي‌شود كه ظلم، بدترين سياست‌ها و قضاوت‌هاست و آبروي حكومت را مي‌برد.

عدالت با دشمن

در دنياي امروز، اصل هدف، وسيله را توجيه مي‌كند در اغلب كشورها، مبناي برخورد سياسي با رقيب، چه در عرصه رقابت‌هاي جناحي و چه در خصوص سياست خارجي دول محسوب و به كار گرفته مي‌شود. هر كشور و يا جريان سياسي با معيارهاي خاص خود، دشمن را تعريف مي‌كند و آنگاه از همه ابزارها و امكانات موجود براي مبارزه با او بهره مي‌گيرد خواه اين ابزارها انساني و عقلايي باشند يا نه.

اما آيا در منطق علي(ع) نيز اين اصل پذيرفته است؟

آن حضرت، در بستر شهادت، طي نامه‌اي به امام حسن(ع)، و امام حسين(ع) مي‌نويسد: "اي فرزندان عبدالمطلب، مبادا پس از من، دست به خون مسلمين فرو بريد؛ و بگوييد اميرمؤمنان كشته شد. بدانيد جز كشنده من، كس ديگري نبايد كشته شود. درست بنگريد چون من از ضربت او و مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد؛ و او را مثله نكنيد ... ."24

بنابراين، در منظر علي(ع)، حتي در برخورد با قاتل امام مسلمين نيز نمي‌توان از مرز عدالت خارج شد.

كساني به امام علي(ع) مراجعه كرده؛ و عرض كردند كه مردم، دل به دنيا بسته‌اند. معاويه با هدايا و پول‌هاي فراوان، آنان را جذب كرده است. شما نيز از اموال بيت‌المال، به اشراف و بزرگان عرب ببخش تا دور تو جمع شده و به تو گرايش پيدا كنند. به عبارت ديگر، شما امام بر حق هستيد پس به منظور تقويت جبهه حق از بيت‌المال خرج كن. در اينجا هدف، ظاهراً تقويت جبهه حق و وسيله، تصرف در بيت‌المال است. حضرت فرمود: "آيا از من مي‌خواهيد كه براي دست يافتن به پيروزي، از ستم بر مردم استفاده كنم؟ به خدا سوگند، تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پي هم طلوع و غروب مي‌كنند، هرگز چنين نخواهم كرد. اگر اين اموال از خودم بود، آن را مساوي بين مردم تقسيم مي‌كردم، چه رسد كه مال خداست."25

نقش عدالت در ثبات حاكميت

بي‌شك، هر حكومتي، در معرض دشمني‌ها و كينه‌توزي‌هاي عناصر منحرف داخلي و رقباي خارجي است و به ناچار، بايد برنامه مدوني را براي ثبات و مصونيت نظام سياسي، به مورد اجرا گذارد. امام علي(ع)، به آن دليل كه همراهي حمايت مردم را مهمترين پايگاه ثبات حاكميت مي‌داند باز هم عدالت را براي قوام و استواري مردم در دفاع از نظام سياسي توصيه مي‌فرمايد: "من عدل تمكن"26 هر كس عدالت پيشه كند، قدرت مي‌يابد. "لن تحصن الدول بمثل استعمال العدل فيها"27 هيچ چيزي مثل رعايت عدالت، دولت‌ها را حفظ نمي‌كند. "العدل جنه الدول"28 عدالت، سپر محكم دولت‌هاست. "اعدل تدم لك القدره"29 عدالت پيشه كن، تا قدرت تو تداوم يابد.

پس در نگاه امام علي(ع)، ظلم‌گرايي راز سستي و بي‌ثباتي حكومت‌ها است.

2. گرايش حاكميت سياسي به ظلم

در رأي و نظر امام علي(ع) ظلم، ريشه و علت همه آفات نظام سياسي است. اگر حاكميت سياسي، از مسير عدالت - چه از باب مصلحت‌انديشي و تساهل و چه به عنوان يك چرخش فكري و ايدئولوژيك - دور شود، همه آفات ديگر، سر برخواهند آورد و نابساماني در زندگي فردي و اجتماعي از هر حيث خودنمايي خواهد كرد. اميرمؤمنان علي(ع)، معتقد است كه با وجود ظلم در نظام سياسي، دين و دنياي مردم آشفته مي‌شود و جامعه به كلي در مسير قهقرا قرار مي‌گيرد.

آثار و نتايج نظام ظالمانه سياسي

حضرت، در تحليل نظام سياسي بني‌اميه كه اركان آن بر ظلم و ستم استوار بود مي‌فرمايد: "به خدا سوگند، (بني‌اميه) مادامي كه حكومت مي‌كنند، (باقي) نگذارند چيزي را كه خدا حرام شمرده مگر آنكه حلال كنند و پيماني را مگر بگسلانند و خانه‌اي در دهستان و خيمه‌اي در بيابان باقي نماند، مگر آنكه ظلم آنان، بدان نفوذ كند و انديشه بد آنان، مردم را فراري دهد؛ تا جايي كه دو دسته بگريند: دسته‌اي براي دين و دسته‌اي براي دنياي خود و كار به جايي رسد كه ياري شما، در قبال آنان مثل ياري برده‌اي نسبت به مولايش باشد آنچنان كه در هنگام حضور مولا، اطاعتش كند و در غياب او بد او گويد."30

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 0:37  توسط زهیر دیبا  | 

10 فایده لبخند زدن

1. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

3. لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 0:49  توسط زهیر دیبا  |